ثارالله


!. . . در دنـیـایـی کـه حـتـی روزی روح خـودم هـم تـرکـم مـیـکـنـد، هـیـچ انـتـظـاری از دیـگـران نـیـسـت


سخنی از ایت الله بهجت

آیت الله بهجت:


هیچ کودکی نگران وعده بعدی غذایش نیست؛
زیرا به مهربانی مادرش ایمان دارد؛
ای کاش من هم مثل او به خدایم ایمان داشتم…


سلام بر آنهایی که رفتند تا بمانند و نماندند تا بمیرند !

سال‏هاست که آسمان، کوچ غریبشان را بر شانه‏ هایمان، پرنده می‏تکاند و آفتاب ، مسیر چشمانشان را با انگشت نشان می‏دهد و می‏گرید.سال‏هاست که رفته‏ اند و بادها، بوی پیراهنشان را بر خاکریزهای بسیار، مویه می‏کنند. آنان انعکاس روشن خورشید در رودخانه‏ های سرخ حماسه‏ اند. دلشان، دریا می‏نوشت و نگاهشان، توفان می‏سرود. برخاستند؛ آن هنگام که نفس‏های سرما، پنجره‏ ها را سیاه کرده بود و شهر، می‏رفت که در اضطراب ثانیه‏ های تجاوز، کمر خم کند. برخاستند و با قدم‏ های استوارشان در رگ های وطن، خون زندگی جاری شد.پلاک بر گردن و چفیه بر شانه، جاده‏ های صلابت را پشت سر گذاشتند و خاک را لبخند کاشتند.پا در رکاب ستاره و باران ، آسمان عشق را تا دورترین‏ ها درنوردیدند و اینک ، ما مانده‏ ایم و این خاک مردابی.

ما مانده ‏ایم و تکثیر بی ‏وقفه ابرهای خاکستری. رفته ‏اند و باران‏ ها را با خود برده‏ اند و فصل‏ هایمان ، بی‏ جوانه و آفتاب مانده‏ اند.کوچه‏ های شهر را که ورق می‏زنم ، نامشان را بر پیشانی افتخار این سرزمین، درخشان می‏یابم تقویم‏ ها جفا کرده‏ اند، اگر تنها به چند روز برای شهیدان بسنده کنند. قلم‏ های منظوم اگر کم بگذارند ، در حق خون ، کوتاهی کرده ‏اند.پوتین‏ ها فقط اندکی از رشادت بچه‏ ها را پیش بردند.معبرها فقط مقداری باریک ، برای شناخت آنان گام برداشتند. کوله‏ های همت آنان ، واکنش سبزی بود در برابر خزان‏ زدگی و هجوم اتفاقِ پاییز. آنجا که آنان رفته بودند، چشم‏ های ما، حرفی برای گفتن نداشت.همه حرف‏ ها را با لبخند و گریه‏ ها می‏زدند.خاکریزها، گواه خوبی هستند بر اشک‏ های چکیده از دعای کمیل‏شان. شب‏ های جمعه بعد از آنها، تاولی است بر گام‏های نرفته ما. اُنس با واژه‏ های دنیایی، برای لب‏ های ما ماند و شگفتا از آنان که در جبهه ، با لحن‏های متفاوت ، استقامت را به شعر درآوردند! آن‏گاه که مفاتیح یا اسلحه به دست می‏گرفتند، غزل‏هایی از ملکوت ، در چهار گوشه سنگر گُل می‏کردبرادر! خواهر!

ما بدهکاریم! ما به آن روزها و شب ها بدهکاریم. ما به آن مادر و پدر که با اشک و گریه، فرزندشان را روانه جبهه کردند، بدهکاریم. به آن خانمی که بغضش را در گلو خفه کرد تا سد راه شوهرش نشود، به آن نوزاد سه ماهه که حسرت گفتن کلمه «بابا» را تا همیشه بر دل خواهد داشت، بدهکاریم. به مظلومیت آن شهیدی که دلش برای تنها دخترش تنگ می‌شد، اما فرصت بازگشت به خانه را نداشت، بدهکاریم. به بزرگی و غرور آن امیر ارتش که به او گفتند دخترت روی تخت بیمارستان منتظر دیدن توست، برگرد، اما او بخاطر صدها جوان هم سن و سال دخترش حاضر به ترک جبهه نشد و تنها زمانی به خانه برگشت، که جسد دخترش را دفن کرده بودند!... ما بدهکاریم. ما به اندازه قطرات اشک مادران و همسران ، به اندازه قطرات خون به ناحق ریخته ، بدهکاریم. به مظلومیت، معصومیت دختران و پسران بابا ندیده ، به گریه‌های شبانگاه همسران شوهر از دست داده ، بدهکاریم. به بزرگی پیرمردی که کمر خم نکرد و بر جنازه تنها فرزندش نماز خواند، بدهکاریم. ما به نام هزاران هزار شهید ، جانباز، اسیر، به هزاران هزار خانواده ، هزاران هزار پدر و مادر، هزاران هزار کوچه که نام شهید را بر آن گذاشته‌اند ، بدهکاریم. ما به امام (ره)...ما به ایران، به اسلام بدهکاریم.....

 


یا زینب...

یعقوب ندید که یوسف را در چاه می اندازند، فقط لباس خونیش را دید.

و پس از نابینایی، دیگر آن را هم ندید.

می دانست زنده است، فقط دلتنگ بود.

ندید که در بازار می فروشندش..

ندید کسی سنگ بزند...

یا با خیزران...

زینب اما دید...

آنهایی را که یعقوب، فقط شنیده بود.


خدا...

 

 نام آفتابگردان که میاد همه را به یاد آفتاب می اندازد،

نام انسان که میاد آیا کسی را به یا خدا می اندازد؟. . .

 


شاید ...

شاید میان اینهمه نامردی باید شیطان را بستایم!

که دروغ نگفت . . .

جهنم را به جان خرید،

اما تظاهر به دوست داشتن آدم نکرد . . .


شاه کلید همه مشکلات...

جوانے نزد شیخ حسنعلے نخودکی آمد و گفت :

سـه قفل در زندگی ام وجود دارد و سـه کلید از شما مےخواهم.
قفل اول اینست کــه دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم.
قفل دوم اینکــه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.
قفل سوم اینکـه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.

شیخ فرمود :

براے قفل اول نمازت را اول وقت بخوان.
براے قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان.
براے قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.
جوان عرض کرد: سـه قفل با یک کلید ؟!
شیخ فرمود : نماز اول وقت « شاه کلید » است !


خداوندا ...

فقیر‏ ‏به‏ ‏دنبال‏ ‏شادی‏ ‏ثروتمند،‏ ‏و‏ ‏ثروتمند‏ ‏به‏ ‏دنبال ‏آرامش‏ ‏زندگی‏ ‏فقیر‏ ‏است ‏!


‏کودک‏ ‏به‏ ‏دنبال‏ ‏آزادی‏ ‏بزرگتر،‏ ‏و بزرگتر به ‏دنبال ‏سادگی ‏کودک است‏ !‏


پیر به ‏دنبال ‏قدرت جوان، و جوان در پی تجربه سالمند است‏ !‏


آنانکه رفته اند در آرزوی بازگشت، و ‏آنانکه ‏مانده ‏اند ‏در ‏رویای رفتن ‏!‏


خداوندا ‏کدامین پل در کجای دنیا شکسته که هیچ کس به مقصد خود نمیرسد ؟‏!‏؟


عشق یعنی ...

عشق یعنی معامله میان عاشق ومعشوق

عشق یعنی جنگ تن به تن بانفس

عشق یعنی وداع شب عملیات،وصیت نامه نوشتن،دنیارا سه طلاقه کردن

عشق یعنی تشنگی به هنگام نبرد

عشق یعنی تشنگی وخستگی بسیجی هادرخیبر

عشق یعنی کانال کمیل

عشق یعنی آرام گرفتن بر روی سیم خاردارها

عشق یعنی بدنهای پاره پاره شهدا عشق یعنی تکه دستهای لهیده از تن جدا


عشق یعنی ذکرحسین به هنگام جان دادن

عشق یعنی دانسته روی مین رفتن،یعنی سبقت برای شهادت عشق یعنی
 
پاوه،طلائیه،شلمچه،فکه،مجنون،اروند،دجله،چزابه و...

عشق یعنی غروب مناطق جنگی

عشق یعنی شهادت

انشاءالله که سفرهای راهیان نور مقدمه ای برای رسیدن ما باشد .

نباشد که رفت و آمد ما بی حد شود ولی هنوز ذره ای به شهدا نزدیک نشده باشیم.



پیام خدا

همیشه یاهو یا فیس بوک یا ...  رو چک میکنیم تا پیام هایی رو که دوستانمون برامون فرستادن رو بخونیم ...

اما یه بار قرآن رو باز نمیکنیم تا پیام هایی رو که خدا واسمون فرستاده رو بخونیم ...


تــــقوا

آیت الله بهجت (ره):

از ما، عمل چندانی نخواسته اند!

مهم تر از عمل کردن، "عمل نکردن" است!

تقوا یعنی "عمل گناه را مرتکب نشدن!

همه میپرسند چه کار کنیم؟

من میگویم: بگویید چه کار نکنیم؟

و پاسخ اینست:

گــــــــنــــــــــــاه نــــکــنــیــد.

شاه کلید اصلی رابطه با خدا " گــنــاه نــکــردن " است.


نــذر کـــرده ام

نــذر کـــرده ام


صــد  دور تــســبــیــح  "" اهدنا صراط المستقیم ""  بــخـوانــم


شــایــد ایــن بــار مـسـیـــرم بــه کــربــلایت افــتــاد...


خسته ام ...

خدایا

یک مرگ بدهکارم و هزاران آرزو طلبکار

خسته ام ...

یا طلبم را بده یا طلبت را بگیر




ای شنواترین شنوندگان ! دعای ما را به اجابت برسان و باقی مانده ی غیبت را به حرمت محمد و آل محمد بر ما ببخش و صدای زیبای انا بقیه الله را در عالم طنین انداز فرما... ! . . در بهشت ایزدی گر پناهم ندهند من به جهنم می روم باز با امید وصالت گر برانیم از درت یا گر بسوزانی تنم من باز می جویم درگهت باز هم می خواهمت . . . .


 

...

 

پايگاه جامع عاشورا
قالبهاي مذهبي وبلاگ
خیبر
جبهه
بازباران
افلاکیان
لبخند خدا
راه و بیراه
باران بهاری
باران کویری
یا عشق مدد
گیلان آنلاین
گلزار شهادت
سبزترين راه
سیاه و سفید
خط خطی هایم
شهيدان زنده اند
راه های رسیدن
شهدا شرمنده ایم...
منتظران یوسف زهرا
یا صاحب الزمان بیا...
روز اظهار گوهر مصون
مسجد ابوذر کردمحله
دختری در انتظار مهدی
مقر جنگ افسران سایبری
شهدا شمع محفل بشریتند
بزرگترین مرجع جنگ افزارها
سرزمین مجاهدتهای خاموش
❤عاشقانه های پاییز طلایی❤
همثانیه------------------همثانیه
گروه سایبری مهندس میرزابیگی
مهندسی معکوس 2 سیده تا خدا
سردار شهید علیرضا خلوص دهقانپور
شهیدمهندس حاج محمدمهدی مقدم
· ٠•✿ هـیـســـــــــ ــ ــ ــ ✿•٠·
★*.". * دوازده امــــــــــــام *.". *★
«تنهاییـ هایـ یکـ توتـ فرنگیـ گندیدهـ»
شهیدان محمدمهدی مقدم و نریمان مژدهی
اگر هیچکی نیست ، خدا که هست...
دستنوشته های محمدجواد بیگی
من در کنار خدایم تاابد خواهم ماند
گروه فرهنگی نسیمی از بهشت
شهید سیدحسین یزدان پرست
کمیته امداد امام خمینی (ره)
بسیج دبیرستان شکرایی 2
باخداباشی ناخدا گردی....
ناگفته های رابطه جنسی
سید شهیدان اهل قلم
پلاک ما ، هویت ماست
یا صاحب الزمان بیا ...
کربلایی جعفر صادقی
یک سبد گل معرفت
شمع های خاموش
حمیدرضا کامرانی
فاطمه خانجانى
عماریون (رشت)
کائنات برای شما
مصحف شریف
ایرانی سلام
ستاره زندگی
پریا محمدی
پارس موتور
عکسستان
دیار باران
راهیان نور
بی صدا
آشیان
تکیه
یادداشت های یک گرگ پیر...
نگاهی و یادی