ثارالله


!. . . در دنـیـایـی کـه حـتـی روزی روح خـودم هـم تـرکـم مـیـکـنـد، هـیـچ انـتـظـاری از دیـگـران نـیـسـت


خاطرات جنگ...


فیلتر ماسک در حمله شیمیایی

چهار روزی توی اون خط بودیم، روز چهارم، گردان سیدالشهدا علیه السلام می خواست خط رو از ما تحویل بگیره، گردانی که ۴ شب نخوابیدیم، از آتیش دشمن و… .
ما توی کانال عراقی‌ها بودیم و از اونجایی که گِرای سنگرهاش رو داشت، سه راهی مرگ می‌گفتند و اونجا معروف بود. من یادم نمیره، این جمله لاحول و لا قوه الا بالله که ۷ مرتبه می گَند بخونید برای خودتون، ما ۶ تاش رو خوندیم، هفتمی را اومدیم بخونیم، یه خمپاره اومد توی کانال، اونجا بچه های تهران توی سنگر بودند ۴ تا جوون مثل دسته گل پرپر شدند، شاید هَمَشون رو جمع می کردی یک گونی ۳۰، ۴۰ کیلویی بیشتر جا نمی‌گرفتند.
من سر ستون بودم، نیروهای رو کشوندیم با آقای دلپاک و آقای خجسته تو سالنهای ۵ طبقه خرمشهر، نماز مغرب و عشا خونده شد، شام خورده شد، خسته اومدیم یه خورده‌ای استراحت کنیم، ساعت حدود ۱ بعد از نصف شب بود ما دیدیم تویوتای گردان داره بوق بوق می زنه، صدای آقای حاج علی مالکی و آقای محسن دلپاک  و سید جواد موسوی بلندِه که بچه ها از سنگر سریع بیاند بیرون از ساختمان و برند بالا و ماسک و بند و بساطشون رو بردارند، دشمن شیمیایی زده، هر موقع این عراق کم می آورد، اقدام به شیمیائی می کرد. ما دیدیم بوی شیمیائی توی فضای ۵ طبقه پیچیده، توی اون تاریکی تا بچه‌ها این صدا را شنیدند، می‌خواستند برند بیرون، سرها می‌خورد به سقف و … و بوتوی ریه ها می رفت، ما توی اون تاریکی اومدیم ماسک رو با یه چیزی برداشتیم، اومدیم از توی زیرزمین بریم بالای ساختمون بایستیم یکی از این دوستان گفت که خجسته بده ببینیم این پوزبند رو (پوزبند یعنی همون ماسک) این ماسک رو گرفت و زد و فیلترشو زد و ما هم ماسک رو زدیم توی اون تاریکی یه چیزی برداشتیم هی فیلتر را می‌پیچوندم ولی بسته نمی‌شد، گفتم: اصغر! گفت: چیه؟ گفتم: دارم خفه می شم، این بسته نمی شه، گفت: بده ببینم، ما بهش دادیم و هی خواست ببنده ولی نشد، یه نگاه کرد و گفت: حسن! اینکه کنسرو ماهیه!؟ خلاصه ماسک رو برداشتم، گفتم: دارم خفه می شم، اومدیم بالای ساختمون، نمی  تونستم لب چین رو بگیرم برم بالا، دستِ ما رو گرفتند، یه چفیه آب زدند فوری و ما گذاشتیم در دهنمون، ما وقتی از پشت اونها رفتیم دیدیم قبضه های شیمیائی کاتیوشا داره از اونطرف اروندکبیر و اروندصغیر همینجور می زنه عقبه خط مارو.همین کشورهایی که امروز مدعی جهان بشریتند، ما بشر نبودیم؟ توی حلبچه اینها بشر نبودند؟ اینها انسان نبودند؟ کدوم کنفرانس گفته که شیمیائی می تونند بزنند؟ همه‌جا می گویند ممنوعه! ولی ما وقتی رفتیم از اونجا که عبور بکنیم، بچه های جهاد که نمی دونم از کدوم استان کشور بودند، زیر این پلهای جاده رفته بودند پناه گرفته بودند، حدود ۳۰، ۴۰ نفر زیر پل-های جاده، این بمب شیمیایی صاف در این سنگر خورده بود، ۴۰ تا جوون، پیرمرد، نوجوون، شاید هم بیشتر بودند، همونجا در اثر این گاز شیمیایی دستها همه چلمبه شده بود، همه پاها جمع شده بود، از گاز شیمیائی خفه شده بودند و به شهادت رسیده بودند. اینها اینجور در جنگ با ما معامله کردند.
 
 

 

 

نوشته:یار گمنام امام زمان



ای شنواترین شنوندگان ! دعای ما را به اجابت برسان و باقی مانده ی غیبت را به حرمت محمد و آل محمد بر ما ببخش و صدای زیبای انا بقیه الله را در عالم طنین انداز فرما... ! . . در بهشت ایزدی گر پناهم ندهند من به جهنم می روم باز با امید وصالت گر برانیم از درت یا گر بسوزانی تنم من باز می جویم درگهت باز هم می خواهمت . . . .


 

...

 

پايگاه جامع عاشورا
قالبهاي مذهبي وبلاگ
خیبر
جبهه
بازباران
افلاکیان
لبخند خدا
راه و بیراه
باران بهاری
باران کویری
یا عشق مدد
گیلان آنلاین
گلزار شهادت
سبزترين راه
سیاه و سفید
خط خطی هایم
شهيدان زنده اند
راه های رسیدن
شهدا شرمنده ایم...
منتظران یوسف زهرا
یا صاحب الزمان بیا...
روز اظهار گوهر مصون
مسجد ابوذر کردمحله
دختری در انتظار مهدی
مقر جنگ افسران سایبری
شهدا شمع محفل بشریتند
بزرگترین مرجع جنگ افزارها
سرزمین مجاهدتهای خاموش
❤عاشقانه های پاییز طلایی❤
همثانیه------------------همثانیه
گروه سایبری مهندس میرزابیگی
مهندسی معکوس 2 سیده تا خدا
سردار شهید علیرضا خلوص دهقانپور
شهیدمهندس حاج محمدمهدی مقدم
· ٠•✿ هـیـســـــــــ ــ ــ ــ ✿•٠·
★*.". * دوازده امــــــــــــام *.". *★
«تنهاییـ هایـ یکـ توتـ فرنگیـ گندیدهـ»
شهیدان محمدمهدی مقدم و نریمان مژدهی
اگر هیچکی نیست ، خدا که هست...
دستنوشته های محمدجواد بیگی
من در کنار خدایم تاابد خواهم ماند
گروه فرهنگی نسیمی از بهشت
شهید سیدحسین یزدان پرست
کمیته امداد امام خمینی (ره)
بسیج دبیرستان شکرایی 2
باخداباشی ناخدا گردی....
ناگفته های رابطه جنسی
سید شهیدان اهل قلم
پلاک ما ، هویت ماست
یا صاحب الزمان بیا ...
کربلایی جعفر صادقی
یک سبد گل معرفت
شمع های خاموش
حمیدرضا کامرانی
فاطمه خانجانى
عماریون (رشت)
کائنات برای شما
مصحف شریف
ایرانی سلام
ستاره زندگی
پریا محمدی
پارس موتور
عکسستان
دیار باران
راهیان نور
بی صدا
آشیان
تکیه
یادداشت های یک گرگ پیر...
نگاهی و یادی